خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

آخه این هم استدلال تو داری؟ منطق و استدلال و استنتاجت همینه؟ آخه تو شعورت شک کنم یا تو سوادت؟ یا مطمئن باشم که نمیفهمی؟
معاون امور زنان و خانواده مرکز امور زنان ریاست جمهوری فرمودند کتاب تظیم خانواده باید از کتب دانشگاهی باید حذف بشه. تا اینجای مقاله را خوندم ، جالب بود که بدونم چرا این حرف را زده پس بقیه مقاله را خوندم. ای کاش نمیخوندم. حالا ببینیم دلایل خانم سجادی چیه :
اول اینکه این دوره فرزند کمتر زندگی بهتر گذشته و این تبلیغات سوء دشمن هست
دوم اینکه رشد جمعیت منفی شده
سوم اینکه اگر به همین منوال پیش بره دولت باید تا چند سال دیگه سیاستهای تشویقی بکار بگیره برای ترغیب مردم به بچه دار شدن

اینجا بود که فهمیدم رئیس جمهور یک چیزی تو این خانم دیده ، جنمش را دیده ، فهم و شعورش و منطقش را دیده که آورددش پیش خودش که امور زنان و خانواده را سامان بده. آخه خودش مملکت را از همه لحاظ بهش رسیده بود و سیاست و اقتصاد و وجهۀ بین المللی دیگه همه وقتش را گرفته بود مانده بود این خانم را بیاره که به مسائل توی رختخواب ملت ایران رسیدگی کنه. بعد از برنامه های مدیریت جهان نوبت رسیده بود به مدیریت امور تخت خوای و شبهای جمعه.
آخه خانم باشعور، قربان اون چشمۀ جوشان فهم و کمالاتت برم دیگه این قضیه که “کن فیکون” نیستش. شما بگی بزایین و مردم هم برن برای گل روی شما و اینکه حرفت زمین نیفته بچه دار شن . با این وضعیت اجتماعی و اقتصادی دیگه کسی نمیتونه ازدواج کنه، یک نگاه به متوسط سن ازدواج بنداز. تازه اگر هم ازدواخ بکنه باید صبح تا شب جان بکنه و مسلما دیگه جانی براش نمیمونه که بخواد شب تا صبح بکنه. سطح فهم و شعورش هم که به شما نرفته که بخواد بچه دار شه اون هم به تعداد زیاد. تازه مگه اونهایی که دانشگاه نرفتن و اون کتاب را نخوندند الان کارخانه جوجه کشی راه انداختند تو خونه؟
یاد اون عبارت افتادم که میگه ” از کرامات شیخ ما این است ، شیره را خورد و گفت شیرین است” وقتی شما دُر افشانی فرمودی و گفتی ” مشکلات اقتصادی بحثی جداگانه است. خوشبختانه ما سرمایه در کشور کم نداریم. خود جوان بهترین سرمایه است” . شما باز هم به من یادآوری کردی که این خود جوان هست که بچه درست میکنه، داشت طرز تهیه اش یادم میرفت و کم کم داشتم فکر میکردم فیش حقوقی ام را باید بگذارم زیر باش زنم تا بچه دار شم.
حالا شما فکرت اینه که مردم بچه دار نمیشن و ترست هم اینه که دولت باید سیاست تشویقی بکار بگیره و مثلا شیتیل و ناز شست بده به هرکس که بچه دار شه.
راه های دیگه ای هم بجز حذف اون کتاب هست، مثلا میشه این همه مردم کشته نشن یا نمیرن از سکته و مرض و بدبختی که رشد جمعیت منفی نشه. یا اینکه مردم بدونن که نان بچه را میتونن بدن چون گذشت اون زمان که میگفتند “هر که دندان دهد نان دهد” یا اینکه فکر این را نداشته باشن که یک نفر دیگر را میخوان بیارن به این جهنمی که درست شده. راستی میشه چند تا جمعه به هر هفته اضافه کرد که این راهکار آخر به بقیه راهکارهای دولت ما شبیه تر هست
خلاصه خانم سجادی اختیار زیپ شلوارمن دست خودمونه و زیاد به اتفاقات تو رختخواب ما کار نداشته باش.

سکوتم را مکن باور

 

سکوتم را مکن باور
که من سرشار ناگفته هایم
لبالب در دلم حرف است
نمیدانم حرف است یا درد است
کاش میدانستم لااقل نامش
هر چه هست آرامشم برده
خواب از چشنانم دزدیده این بی نام
میترسم بگویم ، کفر باشد
یا جفا در حقِ درد باشد
یا که شاید امشبم یادش
کرده پریشانم به سان هر شبم
ای که یادت با من این میکند
بردن نامت گناهم افزون میکند
من چه گویم
گرفتارم به خودسانسوری
سکوتم را مکن باور
 
27 آگوست 2011

شاید این بار نگفتن بهتر باشد
و چه آسان به تو می خندد
دخترک با دل ِ سرد و سر ِ گرم
بی خبر از تو و آن حس قشنگ

و تو میسوزی ای من
بی صدا ، لال ، خموش
در آتش خود افروخته ات از عشقش
با تبسم بر لب و درد بر دل
و همه ترسَت از این
که مبادا بچکد اشکی
فاش کند راز دلت

و همه خواسته ات فریادی است
به بلندای افق ،کر کند گوش فلک
بازگوید قصه عشقت، به همه اهل زمان
بلکه آرام گیرد ، کمی آن آتش عشقش

و چه دردیست سکوت
با دلی پر ز شرر
با لبی پر ز عطش
عطش ِ خواستن و لب دوختن
شاید نکند، باری، اینجا ، نگفتن بهتر باشد

من خموشم  ولی ای دوست مپندار که بی یادت
سر شود لحظه ای از عمرم

12 نوامبر 2010

استکهلم

شروعی دوباره

فکر کنم بیشتر از یک سال هست که من دست نوشته هام را همونطور به صورت دست نوشته و روی کاغذ نگه داشتم ولی امروز خواستم که تایپشون کنم و همونطور که زندگی را میخوام شروع کنم ، وبلاگم را هم دوباره شروع کنم. حال و هوای امروزم اصلا طنز نبود و نوشته امروزم هم نه طنزه و نه در قالب طنز.
این آدمیزاد چقدر موجود عجیبی هستش و از آدمیزاد عجیبتر دنیایی هستش که خودش میسازدش و توش زندگی میکنه. بعضی وقتها یک سری اتفاقهای کوچک که خیلی هاشون هم تکراری هستند طوری پشت سر هم قرار میگیرند که درسهای بزرگی به من میده. قصه از دیشب شروع شد؛
از دیشب که تنها جایی که دلم میخواست برم بهشت زهرا بود؛ جایی که همیشه آرامم میکرد، دنیای مرده ها بود ولی باعث میشد به زندگی فکر کنم و به قشنگیهای زندگی، جایی که دلتنگش بودم دلتنگ کسانی که دوستشان داشتم ، اقوام و دوستی که آنجا آرمیده بودند و من دلم براشون تنگ شده بود. میخواستم بروم پیششان و باهاشون حرف بزنم تا امروز عصر که اینطرف دنیا توی آن قبرستان تاریک و سرد ، روی آن قبری که هنوز خاکش و گلهای روش تازه بودند دوتا شمع روشن کردم. هوا سرد بود و زمین پوشیده از برف ، قبر اینقدر تازه بود که هنوز اسمی روش نبود ولی من میدونستم که کی آن زیر آرمیده. تا الان که گریه کردم و خندیدم، تا الان که سرم را روی زانوی مادرم که مهربانترین مخلوق خداست گذاشتم و حرفی را که مدتها بود میخواستم بزنم ، زدم. چقدر حالم عوض شد، انگار که معنی زندگی را پیدا کرده باشم. انگار که تازه فهمیده باشم مشکلاتم چقدر کوچکند و خوشبختیهام بزرگ. انگار که تازه معنی نصیحت پدرم را که دنیایی از آرامش و صبوری هست را فهمیده باشم وقتی که بهم میگفت ” از زندگیت و از روزهات لذت ببر “.
تصمیم گرفتم زندگی کنم از همین امروز و از همین لحظه. شک ندارم که لحظه های شادی و ناراحتی هست و من باز هم دلتنگ خواهم شد، دلتنگ کسانی که رفتند یا آنهایی که دوستشان دارم و بهشان نگفتم و من باز هم گریه خواهم کرد و خواهم خندید. غصه ها و شادی ها میان و میرن ولی من زندگی میکنم.

با در نظر گرفتن عشق و علاقه شدید مسئولین وملت ایران به گروه حماس و حزب الله لبنان و نفرت از اسرائیل و حامیانش و با در نظر گرفتن حوادث اخیر غزه ، اتفاقات زیر نمونۀ کوچکی از همبستگی دولت و مردم با مردم غزه میباشد
- بیش از دویست تن از نمایندگان مجلس ایران طی نامه ای آمادگی خود را جهت اعزام به نوار غزه اعلام کرده تا انشالله و به لطف خدا در آنجا هدف چند موشک اسرائیلی قرار گرفته و حماسه ساز شوند . به این ترتیب جهانیان بیشتر با چهره پلید اسرائیلیان آشنا میشوند. در همین راستا آقای علی لاریجانی اعلام کرد که کرسی های خالی مجلس به صورت کاملا کشککی در اختیار اعضای حماس و حزب الله لبنان قرار میگیرد تا مجلس نیز همگام با مردم همیشه در صحنه حمایت خود را از مردم فلسطین نشان داده باشد

-دکتر جاسبی اعلام کرد که مردم غزه میتوانند بورسیه دانشگاه آزاد اسلامی شوند و از این پس در کنکور این دانشگاه سهمیه غزه نیز لحاظ میشود. همچنین یک مقام آگاه اعلام کرد که با هماهنگی بعمل آمده بین دادستان تهران و حراست دانشگاه و وزارت علوم ، از این پس واحدهای درسی دانشجویان ستاره دار (مشکل دار) در نوار غزه برگزار میشود تا هم دانشگاههای کشور از لوس وجودشان پاک شود و هم دانشجویان در آن فضای آموزشی و عرفانی جدید متنبه شوند

- با توجه به اینکه مردم بسیجی دوباره به یاد آوردند که هیچگونه سند منگوله داری مبنی بر واگذاری باغ قلهک به دولت انگلیس وجود ندارد ، مسئولین در حرکتی کاملا نمادین سند این باغ را به نام گروه حماس زدند تا رهبران این گروه روزهای خوشی را در آنجا سپری کنند . این حرکت موج عظیمی از شادی را دربین بسیجیان کشور به همراه داشته و قرار بر این شده که بار دیگر این باغ فتح شود و در مراسمی با حضور احمدی نژاد سند این باغ به خانواده خالد مشعل هدیه شود

- در پی تجمع و تحصن جمع کثیری از دانشجویان بسیجی در فرودگاه مهرآباد ، مسئولین این فرودگاه اعلام کردند که از این پس ترمینال یک به “ترمینال غزه” تغییر نام داده و کلیه مردم مظلوم فلسطین به صورت کاملا مفتکی میتونند با هواپیماهای ایرانی مسافرت کنند

- رئیس جمهور که از دو ماه گذشته همراه با سقوط قیمت نفت و کم شدن پول توجیبی دولت برای کمک به حماس و حزب الله و ونزوئلا از شیرین زبانی های خود نسبت به محو اسرائیل کاسته بود و دوباره شروع به نامه نگاری برای رهبران جهان کرده بود ، این بار با امید به اینکه اسرائیل در دو جبهه وارد جنگ نخواهد شد , به سرعت به اظهارنظرهای تند و خنده دار خود در مورد اسرائیل ادامه خواهد داد

- با توجه به مصادف شدن حوادث اخیر با ماه محرم ، از این پس مداحان تمام کلمه های  “کربلا”  را در نوحه های خود با کلمه  “غزه” عوض کرده و همه دلها را راهی ِ غزه میکنند و ذکر مصائب مردم نوار غزه را جایگزین ذکر مصائب ائمه اطهار میکنند. ضمنا شعار معروف سالهای گذشته به صورت زیر درخواهد آمد  ” راه قدس از غزه میگذرد ” …….\د

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.