• خانه
  • درباره من
  • درباره غربتی

غربتـی

ترشحات مخچه من

خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

درباره غربتی

بارها و بارها همۀ ما کلمه ” غربتی” را به عنوان فحش و ناسزا و همراه با کلمه های “پاپتی” و ” دهاتی ” شنیدیم که برای توهین به کسی که شبیه ما و همشهری های ما نبوده ،استفاده میشده . ولی منظور من از “غربتی  ” ، آن واژه و آن کاربرد نیست.
ولی چرا اسم این وبلاگ شده  ” غربتی ” بخاطر اینکه من از 2 لحاظ غربتی شدم. یکی از نظر این سوئدی ها که من یک غربتی تمام عیار هستم چون از ایران آمدم و ” کله سیاه “ هستم و اصلا شباهتی به آنها ندارم . دوم اینکه من از نظر خودم هم غربتی هستم چون دور از کشور خودم ، بین یک مشت وایکینگ با موهای روشن گیر افتادم..   پس من یک ” غربتی ” هستم.
اما راجع به چیزهایی که مینویسم :  اصولا بر این باور هستم که ذهنی که در یک جهت(چه خوب و چه بد ) تراوش کند ، حتما بیمار هست و چون هنور فکر میکنم که نه تنها بیمار نیستم ، بلکه آخر آدم سالم و باحال و باهوش هستم پس در همه جهات فکر میکنم و مینویسم. البته اصراری ندارم که چیزهایی که مینویسم درست باشه ولی به هر حال اینها تراوشات ذهن من در مختصات زمان در تاثیر از بُـعد مکان هست.
این نوشتن ها 2تا خوبی دارد . 1. بعدها یادم نمیره که چگونه فکر میکردم و 2. خودم و افکارم  را در محیطی مجازی با دوستانی مجازی به اشتراک میگذارم  

دیدگاه‌ها خاموش

  • برگه‌ها

    • درباره من
    • درباره غربتی
  • دسته‌ها

    • Uncategorized
    • روزانه
    • سیاست و اجتماع
    • شازده اسدا.. میرزا
    • شعر
  • بایگانی

    • ژانویه 2009
    • نوامبر 2008
    • اکتبر 2008
    • آگوست 2008
    • جولای 2008
    • می 2008
    • فوریه 2008
    • ژانویه 2008
    • دسامبر 2007
    • نوامبر 2007
    • اکتبر 2007
    • سپتامبر 2007
    • آگوست 2007
  • نوشته‌های تازه

    • غزه غزه ما داریم میاییم
    • یک بسیجی در سوئد
    • اقتصاد نوین ، از درون به دهان
    • عرب سوسمار خور یا ایرانی بی شرف
    • نوستالژی وطن

وب‌نوشت در وردپرس.کام.

پوسته: Mistylook کاری از Sadish.